تبليغاتX
غریبه -
 نمي تونم نمي تونم خنده کنم دلم رو از خوشي ها آکنده کنم آخه تنهام آخه تنهام يه آشنا سنگ صبور يه کس مي خوام ديگه دارم خفه مي شم نفس مي خوام آخه تنهام آخه تنهام توي دل صحرا تو عمق دريا پي تو مي گشتم و نديدمت توي خط کتاب و توي تب تاب پي تو مي گشتم و نديدمت تا اينکه دونستم دنبال تو بايد با چشماي دل مي گشتم آخه تو خدا جون ساحل اميد من و براي ساحل مي گشتم آره تو ديگه دونستم تو کس نيستي نفس نيستي نه هوس نيستي همه جا هستي و هيجا نيستي رمز اميدي صبح سپيدي عشق و نويدي خد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 0:12  توسط مصطفی |